زين العابدين شيروانى
356
بستان السياحه ( فارسي )
كه در كجاى عراق واقع شده و حالآنكه ديده و مشاهده شده است ذكر عبدلآباد نام چند قريه است نيك بنياد يكى در قرب شهر كرمان وى محلّيست بهجت توامان و ديكر در خراسان و ديكر در عراق ذكر عجلون ولايتى است مسرّت مقرون از جند اردن و از كشور شام و نواحى چند از مضافات اوست آب و هوايش بسيار نيكوست راقم بطريق عبور از آنجا كذشته و داخل ولايتش نكشته ذكر عجم در لغت عرب ضدّ عجم است و نيز عجم شخصى را كويند كه طلاقت لسان و فصاحت بيان نداشته باشد و لكنتى در كلام او باشد از مضمون صدق مشحون حديث من اسلم فهو عربىّ و قلب المؤمن عربىّ معلوم مىشود كه هركه مسلمان و از اهل ايمانست آنكس عربست خواه از روم و خواه از حلب است اكرچه سلمان فارسى و ابو خالد كابلى باشد و كسى كه مسلمان و از اهل ايمان نباشد وى عجم است اكرچه ابو جهل و ابو لهب است امّا در عرف عرب عجم كويند و از آن اهل ايران را خواهند مطلق خواه ترك باشد و خواه تاجيك و السّلام على من اتّبع الهدى ذكر عدن بندريست از بنادر يمن بر سر كوه بلندى واقع و سمت مشرقش بحر و سه طرفش واسع است آن را عدن بن سنان از نسل حضرت خليل الرّحمن ساخته و بنام خود موسوم نموده هوايش كرم مرواريد خوب از درياى آنجا حاصل مىشده است مشهور بدرّ عدن ذكر عربستان پوشيده نماند كه ملك عرب را جزيرة العرب كويند چه كه محدود است از مشرق به درياى يمن و از جنوب به درياى قلزم و از مغرب به درياى شام و سويس و از شمال بشطّ فرات دور آن كشور را هفت ماه و يازده روز راه كفتهاند صحرا و بيابان آن زياده از تلال و كوهستانست و آن ملك را به دوازده قسم تقسيم كردهاند اوّل احقاف دويّم باديه سيّم تهامهء حجاز چهارم تهامهء يمن پنجم عمّان ششم شحر هفتم عروض هشتم نجد يمامه نهم هجر دهم حضر موت يازدهم نفس يمن دوازدهم نجد حجاز و هريك از آن محتويست بر بلاد قديمه و نواحى عظيمه و قصبات معموره و قراى مشهوره و قبايل بسيار و عشاير بيشمار همكى از اقليم دويّم و قليلى از سيّم و آبش كم و هواى اكثر بلادش كرم و بعضى ديارش خرّم سكّان آن ديار همكى قوم عرب و اغلب شافعى مذهب و ديكر زيدى و ديكر خوارج و ديكر حنفى و ديكر شيعه اماميّه و ديكر حنبلى و ديكر وهّابى و قليلى مالكيند و به غير از اهل اسلام صاحبان ملّت ديكر در آن كشور سكونت ندارند مكر قليلى در بنادر يمن و حضر موت و عمّان كه خراج كذارند راقم در ملك عرب مدّت بسيار بوده و با اعراب معاشرت نموده و با مشايخ و اكابر آن ديار طريق مجالست و مصادقت پيموده اكرچه بر سبيل معهود ذكر بعضى بلاد و احوال عباد آنجا مذكور شده و بعد از اين نيز خواهد شد امّا در اين مقام بذكر يك نفر ايشان كه از آن ديار بود و مسقط الرّاس آن بزركوار معلوم نبود مبادرت مىنمايد ذكر شيخ حامد بن شيخ ثابت آن بزركوار از اكابر آن ديار بود و در وجد و حال و فضل و كمال يكانه مىنمود و در علوم شريعت و طريقت و و فنون عقلى و نقلى او را عديل نبود و كتب بسيار و رسايل بيشمار از هر قوم و ملّت ديده و بر حقيقت آن رسيده بود روزى فقير از آن معرفت مصير پرسيد كه سبب انكار منكران صوفيّه را چيست و باعث مذمّت و قدح اهل طريقت بر فقير مخفى است اكر آن را بيان نمائيد غايت مكرمت باشد در جواب سخنان چند فرمود كه مضمون همه اينست كه اهل حق را هميشه منكران بوده كه انكار سالكان مسالك حق را نمودهاند اين كروه منكران خود را عالم مىدانسته يا متعلّم با فرقه متعلّم كسى را نزاعى نيست غير از اينكه تقصير نموده در تحصيل عالمى كه شرعا توان تابع آن شد امّا آنكه خود را عالم مىداند اكر اين عالم را در متن واقع علمى نيست مىبايد كه او نيز تابع عالم لازمالاطاعه شود تا از اين ورطه خلاص كرد و يا آنكه مشتبه شده بر او احوال او و خود را عالم دانسته و مقتدا شمرده اين حاصل نمىشود مكر از ضعف عقل و قلّت علم و كثرت حمق و عدم تتّبع احاديث حضرت رسول مختار ص و ائمه اطهار ع زيرا كه انكار نمودن غير عالم كه خود را عالم فرض كرده و در مقام انكار اهل اللّه برآمده يا انكار مسائل اصول و اعتقادات ايشان نموده و يا آنكه اعمال فروعيّه ايشان را منكر شده اكر مسائل اصول و اعتقادات باشد بيرون از آن نيست كه مسئلهء اصول كه بزعم آن عالم فرضى خلاف قول حضرت الهى و جناب رسالتپناهى است از شخص بلا عذر شرعى استماع نموده